فيلم كوتاه-فیلم بلند
سه‌شنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٩
 

این حوزه بسیار پیچیده است

به گزارش خبرنگار مهر، نشست تشریح سیاست‌گذاریهای معاونت سینمایی در سال 89 صبح امروز با حضور معاونت سینمایی جواد شمقدری،‌ علیرضا سجاد پور مدیر اداره کل نظارت و ارزشیابی، احمد میرعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، مدیران انجمن سینمای جوان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، جمعی از سینماگران و خبرنگاران در ارشاد برگزار شد.

در ابتدای این نشست جواد شمقدری معاونت سینمایی گفت: سینما متعلق به همه ماست و تک تک ما در سرنوشت آن موثر هستیم. نشستی که امروز برگزار می‌شود در همین باب است.امسال سال همت مضاعف و کار مضاعف است و ما باید برنامه‌های این معاونت را براساس این نامگذاری که توسط رهبر معظم انقلاب انتخاب شده است، اجرا کنیم.

وی با اشاره به دوران مدیریت جدید ارشاد افزود: ما وارد دهه فرهنگ شده‌ایم که باید در این راستا بحث تعالی و نسبت فرهنگ و دیگر حوزه‌ها مشخص شود که متاسفانه در این باب تعریفی ارایه نشده است. بعضی‌ها درک درستی از نسبت بین فرهنگ و مناسبات دیگر  اجتماعی، اقتصادی و سیاسی  ندارند و شاخه‌های زیرفرهنگ را عنصر زینتی می‌دانند.

شمقدری تاکید کرد: فرهنگ باید هدف همه فعالیتها باشد. حوزه‌های اقتصادی و سیاسی، اجتماعی و ... نیز باید هدف فرهنگی دنبال کنند. اما این را بدانید خود فرهنگ مقصد نیست در واقع فرهنگ زیر چتر دین و مبانی دینی باید شکل بگیرد. اگر این تعریف جا بیفتد قطعاً ما شاهد اتفاقات مهمی خواهیم بود.

وی ادامه داد: امروز سینما در واقع پیش قراول جریان فرهنگی کشور باید باشد و این موضوع خود اقتضائات و سختی‌هایی دارد . امروز مباحث سینما به همه جا سرک کشیده است و باید این موضوع مورد استقبال قرار گیرد. منتقد و سینماگر ما در همین راستا باید حضور و فعالیت بیشتری داشته باشد و به موقع تحلیل درستی از خود نشان دهد. بعضی‌ها به سینما حساس شدند ولی از سینما شناخت درستی ندارند.

معاون سینمایی خاطرنشان کرد: همه ما وظیفه داریم سینما و حوزه‌های مربوط به آن را به همه بشناسانیم . در سالهای گذشته بخشی از واقعیتها پوشانده می‌شد در صورتی که باید هوشمندانه‌تر همه چیز را بازگو کرد تا درمان صورت گیرد ما در مدیریت جدید این مسیر را طی خواهیم کرد و در همین راستا از همه مباحث و نظرها استقبال می‌کنیم. قصد داریم بعضی مباحث را در جلسات خصوصی تر عنوان کنیم.

وی به جلسه معاون سینمایی با جامعه مدرسین اشاره کرد و افزود: هفته آینده من با این مجمع دیداری خواهم داشت و این مباحث را قطعاً ‌مطرح می‌کنم. ما باید از این گردنه‌ها به خوبی عبور کنیم و به سینمایی متناسب با ارزشهای انقلاب دست یابیم. این حوزه بسیار پیچیده است.

شمقدری در ادامه صحبت‌های خود تاکید کرد: متاسفانه بخشی از مدیریتها گام اول را نمی‌بینند و فقط در لحظه کار خود را پیش می‌برند. امیدوارم از این گام بگذریم و 10 سال آینده را ببینیم. این موضوع به همت همه ما بستگی دارد. فناوری در اختیار بشر امروز است. امکانات و تکنولوژی دنیا را فرا گرفته و باید این موضوع در تدابیر ما تاثیر بگذارد. به همین دلیل قصد داریم دسترسی به ارتباطات و اطلاعات را بیشتر کنیم. در همین راستا قطعاً‌ شناخت دشمن و تکنیک‌های دشمن را باید مد نظر قرار دهیم.

وی افزود: باید مدیریت یکپارچه ایجاد شود. مدیران دیگر در هر مقام و مسئولیتی باشند باید از این دو گانگی و پراکندگی دست بردارند.بعضی ازکسانی که در این حوزه‌ها فعالیت می‌کنند متاسفانه  شناخت کاملی ندارند و این از کارنامه کاری آنها مشخص است. ترجیح می‌دهم نامی از آنها نبرم. اگر این وضعیت دوگانگی ادامه یابد من شکایت خود را در آینده درباره این ناهماهنگی‌ها اعلام خواهم کرد. 

معاونت سینمایی با اشاره به دادن فرصت آزمون و خطا به یکدیگر گفت: ما باید در این حوزه فرصت آزمون و خطا بدهیم چه کسی است که بگوید در مقاطعی از دفاع مقدس ما اشتباه نکردیم. به ما اجازه بدهند اگر خطایی کردیم با گوشزد کردن آن را برطرف کنیم. احتیاط کاری و محافظه کاری بلای مدیریت است.

وی با اشاره به تعریف فیلم ممنوعه عنوان کرد: ما باید به تعریف فیلم ممنوعه برسیم. ممکن است گروهی یک فیلم را ممنوعه بدانند و گروه دیگر هیچ مشکلی در این اثر نبینند. به طور نمونه کارشناسانی در دوره‌ای تشخیص دادند که فیلمی نباید اکران شود اما حالا کارشناسان دیگری تشخیص دیگری می‌دهند.

شمقدری تاکید کرد: سینماگران ایرانی در پی ساخت فیلم ممنوعه نیستند. من شخصاً تا به حال فیلم ممنوعه در سینمای ایران ندیدم. شاید کارگردانی لغزش و یا شیطنتی کرده است اما در سینمای ایران چنین فیلمهایی وجود ندارد. البته غیر از دو نفر که ترجیح دادند در خارج از کشور فیلمهای خود را بسازند که باز هم مایل نیستم نام آنها را عنوان کنم.

وی با اشاره به روابط بین مدیران دولتی بیان کرد: یک معاون وزیر قطعاً روابط با مدیران بالادست و پایین دست خود دارد. آن تصمیم گیری‌هایی که از بیرون نمود پیدا می‌کند مطمئن باشید براساس توافق بین همین مدیران صورت گرفته است. البته فصل الخطاب همه ما رهبری است. ایشان بیش از همه ما حوزه فرهنگ را می‌شناسند. من امروز خود را ملزم می‌دانم هر تصمیم مدیریت فرهنگی که مورد نظر نیست را اصلاح کنم.

معاون سینمایی سرمایه اصلی را اعتماد بین اهالی فرهنگ دانست و افزود: امروز باید اعتماد بین اهالی فرهنگ، هنر و سینما ایجاد شود. در همین راستا بحث رقابت عادلانه مطرح می‌شود که یک ضرورت  است و این باید در مناسبات داخل کشور و هم در عرصه‌های جهانی لحاظ شود. 

وی با اشاره به بحث مشارکت فراگیر عنوان کرد: ما در سینما بودجه کم داریم. باید زیرساخت‌ها مشخص شود تا از این

دوره جنینی خارج شویم. به همین دلیل باید مشارکت فراگیر هم تعریف شود. در همین موضوع دو مقوله مسئولیت پذیری، پاسخگویی و تصمیم گیری باید اعمال شود. با توجه به این موضوع معاونت سینمایی باید مسئولیت‌های خود را با کارگردانان مشخص کند. تا زمانی که من و یا آقای سجادپور پاسخگو هستیم بدانید که امور در یک محور هماهنگ می‌شود.

شمقدری افزود: من 12 سال در هیچ جای این سینما نبودم و از این موضوع دلخور نیستم. همین حالا نیز اگر این مسئولیت را از روی دوش من بر دارند به لحاظ شخصی راحت‌تر خواهم بود. باید برای یک دست شدن و هماهنگ بودن همه به یکدیگر کمک کنیم. امروز دفترچه سیاست‌های سینمای در سال 89 بین شما اهالی رسانه و سینماگران توزیع خواهد شد. این گام اول است که همان مسئولیت پذیری، تصمیم گیری و پاسخگویی است.

معاونت سینمایی  در این نشست درباره کارشناسی مباحث عنوان کرد: باید سینمای استاندارد تعریف شده تا بتوانیم ذیل آن تصمیمات خود را بگیریم. یکی از مواردی که باید مورد توجه قرار گیرد این موضوع است  که  ما خودزنی نکنیم. در این راستا باید دوستان رسانه‌ای و  اهالی سینما فضایی ایجاد کنند تا ناهنجاری نداشته باشیم. به طور نمونه اگر بخواهیم فروش سینماها در عید امسال و سال گذشته را مقایسه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که در سال گذشته فروش متوسط یک میلیارد و 200 میلیون تومان بوده و امسال یک میلیارد و نیم است.

وی افزود: همین بحث فروش نباید در رسانه‌ها بدون تحلیل مورد ارزیابی قرار گیرد. ما نیاز به کمک یکدیگر داریم تا فضای سالم ایجاد کنیم. این ملت آرمانهای بزرگی دارد ما باید با آن همراه شویم. ولی متاسفانه این همراهی در سینمای ایران کم است. دغدغه ما باید با دغدغه ملت همراه شود. ما از هر تحولی استقبال می‌کنیم و نباید نگران باشیم. باید از پوسته خود خارج شویم.

 شمقدری خاطرنشان کرد: این دفترچه سیاست‌های سینمایی که امروز در اختیار شما قرار می‌گیرد ، بیش از 20 ساعت در جمع پنج نفره کارشناسی شده و از همه نظرات آنها استفاده کردیم. دوستان سینماگر 10 روز فرصت دارند نظرات خود را جمع کرده و به ما ارایه کنند. هر لحظه احساس کنیم در بخشی از آن کوتاهی کردیم و اشکالی وارد است قطعاً اصلاح مسیر می‌کنیم.

 

 

فیلم کوتاه , فیلم بلند


شنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٩
 

 رضا کرم‌ رضایی هنرمند تئاتر وسینما درگذشت

فارس: رضا کرم‌ رضایی بازیگر تئاتر و سینما در بیمارستان مهر تهران در 73 سالگی درگذشت.
این بازیگر قدیمی صبح امروز پس از هفته‌ها بستری شدن به دلیل عفونت ریوی در بیمارستان مهر، در پی ایست قلبی درگذشت.
کرم‌رضایی متولد 1316 سنقرآباد کرمانشاه،‌ بازیگر سینما و تلویزیون و مترجم،بازیگر، کارگردان و مدرس تئاتر بوده است.
او فارغ التحصیل از هنرستان هنرپیشگی؛ 1338، فارغ التحصیل از انستیتو فیلم و تلویزیون و تئاتر دانشگاه مونیخ، 1346اخذ عنوان درجه یک هنری مدرک دکترا، روند تجربی از شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم؛ 1361 بوده است.
آغاز کار هنری با عضویت در جامعه باربد زیر نظر "رفیع حالتی "؛ 1334 بوده و تدریس کارگردانی در آموزشگاه خصوصی‌؛ 1350، تدریس نمایشنامه‌نویسی در دانشگاه تهران؛ 1357 – 1352 و تدریس بازیگری و نمایشنامه‌نویسی در فرهنگسرای نیاوران؛ 1374-1367 از فعالیت‌های وی است.
از جمله فعالیت‌های نمایشی وی در سال‌های پس از انقلاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

اجراها: نمایش
نویسنده:
"ننه خضیره " (کارگردانی گروهی)؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی(چاپ نشده)؛ 1358
"نطفه‌ شوم "(چاپ نشده)؛ 1359
‌‌ "تجاوزگران " به کارگردانی "ایرج راد "، تهران، سالن سنگلج، 1360
"سوگ مضحکه آدم "، انتشارات نمایش، 1377
نویسنده و کارگردان‌:
‌ "توراندخت "؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ 1367
‌ "یک مضحکه "؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ 1379
‌نویسنده، کارگردان، بازی:
"مضحکه‌ آقابزرگ‌ها "؛ تهران، تالار مولوی، 1380
نویسنده و بازی:
"بازرس مخفی "(خسرو شجاع‌زاده) جبهه‌های گیلان غرب و تهران، تالار هنر، 1364
کارگردانی:
‌‌ "مستاجر جدید " (اوژن یونسکو)‌ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو، 1364
‌ "سوگ مضحکه آدم "، تهران، تئاترشهر، تالار اصلی، 1373
کارگردانی و بازی:
"شاه می‌میرد "‌ تهران، تئاتر کوچک؛ 1358
‌ "نطفه‌‌ شوم "، تهران، تالار هنر؛ 1360
سریال
بازی:
"دندان طلا " (حسین فردرو)؛‌1370
فیلم سینمایی
بازی:
"اعدامی " (محمدباقر خسروی)؛ 1359
‌ "قرنطینه " (مسعود اسداللهی)؛ 1361
‌ "زخمه " (خسرو ملکان)؛ 1362
‌ "بنفشه زار " (محمدباقر خسروی)؛ 1362
‌ "جنجال بزرگ " (سیاوش شاکری)؛ 1363
‌ "طغیان " (جهانگیر جهانگیری)؛ 1364
‌ "محکومین " (ناصر محمدی)؛ 1366
‌ "گرفتار " (منصور تهرانی)؛ 1366
‌ "شاخه‌های بید " (امرا... احمدجو)؛ 1367
‌ "آخرین لحظه " (فرخ انصاری بصیر)؛ 1367
‌ "رانده شده " (جهانگیر جهانگیری)؛ 1368
‌ "نرگس " (رخشان بنی‌اعتماد)؛ 1370
‌ "دندان طلا " (حسین فردرو)؛ 1370
‌ "ایلیا، نقاش جوان " (ابوالحسن داودی)؛ 1370
‌ "آواز تهران " (کامران قدکچیان)؛ 1370
‌ "رابطه پنهانی " (جهانگیر جهانگیری)؛ 1371
‌ "از بلور خون " (جمشید عندلیبی)؛ 1371
‌ "سهراب تا سهراب(قطب مخوف) " (عباس شیخ‌بابایی)؛ 1372
‌ "نیش " ب(همایون اسعدیان)؛ 1373
‌ "می‌خواهم زنده بمانم " (ایرج قادری)؛ 1373
‌ "دیوانه‌وار " (کامران قدکچیان)؛ 1373
‌ "در کمال خونسردی " (سیامک شاکری)؛ 1373
‌ "آقای شانس " (رحمان رضایی)؛ 1373
"فصل پنجم " (رفیع پیتز)؛ 1375
‌ "مسافر ری " (داود میرباقری)؛ 1379
‌ "سالاد فصل " (فریدون جیرانی)؛ 1383

فیلم کوتاه , فیلم بلند

یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۸
 

مستندسازان، جشنواره "سینما حقیقت" را تحریم کردند

در این بیانیه، ضمن اشاره به محدودیت‏هایی که در راه تولید آثار سینمایی مستند، به خصوص در مورد شرایط فعلی جامعه ایجاد شده، از تحریم این دوره جشنواره "سینما حقیقت" خبر داده شده‏است.  

چرا در جشنواره "سینماحقیقت" امسال شرکت نمی‏کنیم؟

سینمای مستند ایران، سندهای ارزشمندی از واقعیت‏های جامعه‏ی ایرانی در تاریخ یک‏صد ساله‏ی خود ثبت کرده است. این سینما برای تصویر کردن شرایط این سرزمین توانسته با وجود همه‏ی قید و بندها، از سال‏های دور، دوران انقلاب، دوران جنگ و نیز دو دهه‏ی اخیر اسناد بسیاری به یادگار بگذارد. متاسفانه سخت‏گیری و ممانعتی که امروز بر مستندسازان در ارائه‏ی تصویر واقعی و منصفانه از جامعه‏ی ملتهب ما اعمال می‏شود، بی‏سابقه است.

این شرایط ما را به کنشی ناگزیر وامی‏دارد که به‏رغم اذعان به اهمیت برگزاری جشنواره‏ی "سینماحقیقت" که توانسته طی دو دوره‏ی قبلی فضای موثری در عرصه‏ی نمایش و گفتمان پیرامون سینمای مستند به‏وجود آورد؛ از شرکت در جشنواره‏ی امسال خودداری کنیم.

ما نمی‏توانیم جای خالی مستندهای ساخته‏نشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل ارزش و احترامی که برای بیان حقیقت قائل‏ایم از هرگونه حضور و شرکت در این جشنواره به عنوان دست‏اندرکار، منتقد و تماشاگر خودداری می‏کنیم.

 اسامی به ترتیب الفبا

1- فرهنگ آدمیت
2- هوشنگ آزادی‏ور
3- سپیده ابطحی
4- منصوره اربابی
5- محسن استادعلی مخملباف
6- مهدی اسدی
7- مهرناز اسدی
8- مهرداد اسکویی
9- اشکان اشکانی
10- ژیلا ایپکچی
11- احسان اصغرزاده
12- مهناز افضلی
13- اسماعیل امامی
14- همایون امامی
15- محسن امیریوسفی
16- هیوا امین‏نژاد
17- عباس امینی
18- مهدی باقری
19- رخشان بنی‏اعتماد
20- میلاد بهار
21- امیر بهاری
22- حسن بهرامزاده
23- رضا بهرامی‏نژاد
24- وحید پارسا
25- مانی پتگر
26- مهدی پریزاد
27- مرتضی پورصمدی
28- سعید تارازی
29- جواد توانا
30- فرزاد توحیدی
31- یاسمن تورنگ
32- شهروز توکل
33- رضا تیموری
34- امیرحسین ثنایی
35- حمید جعفری
36- محمد جعفری
37- مهدی جعفری
38- فرناز جمشیدی مقدم
39- رضا حائری
40- امیرحسین حجت
41- الهام حسین‏زاده
42- مریم حق‏پناه
43- خاطره حناچی
44- لقمان خالدی
45- مجید خالقی سروش
46- مصطفی خرقه‏پوش
47- بنفشه خشنودی
48- علی دادرس
49- رضا درستکار
50- محمد رازدشت
51- شادمهر راستین
52- محمود رحمانی
53- فریبا رستمی
54- محمد رسول‏اف
55- پناه‏برخدا رضایی
56- ناهید رضایی
57- آرش رئیسیان
58- احمد زاهدی
59- مهرداد زاهدیان
60- حمید زرگرنژاد
61- مونا زندی
62- مهران زینت‏بخش
63- بابک سالک
64- سامان سالور
65- ابراهیم سعیدی
66- پویان شاهرخی
67- مهوش شیخ‏الاسلامی
68- وحید شیخ‏لر
69- کامران شیردل
70- محمد شیروانی
71- کتایون شهابی
72- احمدرضا صدقی وزیری
73- ناصر صفاریان
74- احمد طالبی‏نژاد
75- عبدالخالق طاهری
76- محسن ظریفی‏پور
77- مجید عاشقی
78- محسن عبدالوهاب
79- مصطفی عزیزی
80- بهرام عظیم‏پور
81- فرشاد فدائیان
82- فرشید فرجی
83- کورش فرزانگان
84- فرشاد فرشته‏حکمت
85- محمدرضا فرطوسی
86- بایرام فضلی
87- محسن قادری
88- علی‏رضا قاسم‏خان
89- رخساره قائم‏مقامی
90- امین قدمی
91- مهدی قربان‏پور
92- میترا کارآگاه
93- محمود کاظمی
94- مهدی کرم‏پور
95- بهفر کریمی
96- محمود کریمی
97- مینا کشاورز
98- پیروز کلانتری
99- علی کلانتری
100- مهدی کوهیان
101- بهمن کیارستمی
102- کیوان کیانی
103- پرویز کیمیاوی
104- مهدی گنجی
105- علی لقمانی
106- رامتین لوافی‏پور
107- سودابه مجاوری
108- علاء محسنی
109- مهناز محمدی
110- ابراهیم مختاری
111- ارسطو مداحی گیوی
112- سودابه مرادیان
113- سودابه مرتضایی
114- انوشیروان مسعودی
115- لیدا معینی
116- محمود مقدس جعفری
117- محمدرضا مقدسیان
118- اسماعیل منصف
119- میترا منصوری
120- آذر مهرابی
121- فرهاد مهرانفر
122- ماکان مهرپویا
123- احمد میراحسان
124- مجتبی میرتهماسب
125- سعید نادری
126- محمد نامی
127- نسیم نجفی
128- جواد نجم‏الدین
129- پریوش نظریه
130- ماجد نیسی
131- فرهاد ورهرام
132- محبوبه هنریان

این لیست در حال تکمیل شدن است.

 

 

فیلم کوتاه , فیلم بلند

شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸۸
 

نامه دوازده کارگردان مشهور سینما به مجلس: ما نگرانیم!

سینمای ایران در برابر حوادث اخیر کشور واکنش نشان داد. بعد از گذشت 48 روز از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و حوادث مختلفی که در کشور رخ داد، جمعی از سینماگران ایران در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس، خواستار پاسخگویی آنها در برابر سوگندشان شدند.

 به گزارش اعتمادملی ۱۲ کارگردان مشهور سینمای ایران، در نامه‌ای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از اتفاقات اخیر کشور اظهار نگرانی‌کردند و با شرح و بازخوانی 10اصل از قانون اساسی جمهوری‌اسلامی ایران و طرح سوالاتی درباره اجرای آنها، خواستار پاسخگویی و اعلام موضع نمایندگان مجلس کشور شدند. این جمع، به عنوان «تصویرگران آمال مردم ایران» و «چشم و گوش ملت»، خطاب به نمایندگان ملت نوشته‌اند: «اکنون همه آنها که بر کرسی خانه ملت تکیه زده‌اند، در پیشگاه تاریخ و وجدان‌های آگاه ملت ایران پاسخ دهند که میان مضمون آن سوگند به خداوند و کتاب الهی با مصائبی که امروز بر مردم توفان‌زده کشورمان می‌رود چه نسبتی وجود دارد؟» متن کامل نامه سینماگران به این شرح است:

به خانه ملت
ما نگرانیم!
ما فیلمسازان ایران، کارمان تصویرگری است و به دلالت حرفه خود چشم و گوش ملت خویشتنیم تا راوی کمال انسانی باشیم. خانه ملت ایران به روایت تاریخ خود، بنیانگذار قانون اساسی است و نمایندگان ملت ایران به نص قانون اساسی و سوگندی که یاد کرده‌اند در این خانه، موظف به حفظ قانون‌اند. این روزها چشم‌های نگران ما و ملت ما به صحنه اجتماع خویش دوخته شده. در این زمان اندک پس از آن شور عظیم چنان وقایع جانکاهی رخ نموده که ما نیز از باور آن باز مانده‌ایم.
ما نگرانیم!
ما تصویرگران آمال مردم ایران از کسانی که با سوگندشان پایبندی به اصول قانون اساسی را میثاق خود قرار داده‌اند سوال می‌کنیم که اصول مندرج در قانون اساسی در بندهای ذیل با شرایط کنونی کشورمان ایران چه نسبتی دارد؟
اول ـ سوگند نمایندگان / اصل شصت و هفتم قانون اساسی: وکلای ملت به خدای قادر و قرآن مجید سوگند یاد می‌کنند که در انجام وظایف وکالت امانت و تقوا را رعایت نموده، به استقلال، اعتلای کشور، حفظ حقوق ملت، خدمت به مردم، قانون اساسی و استقلال و آزادی مردم پایبند و متعهد باشند.
دوم ـ حق حاکمیت ملت/ اصل پنجاه و ششم قانون اساسی: حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.
سوم ـ آزادی/ اصل نهم قانون اساسی: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هر چند یا وضع قوانین و مقررات سلب کند.
چهارم ـ تفتیش عقاید/ اصل بیست سوم قانون اساسی: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
پنجم ـ مطبوعات/ اصل بیست و چهارم قانون اساسی: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
ششم ـ سانسور- استراق سمع- تجسس/ اصل بیست و پنجم قانون اساسی: بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها،‌استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
هفتم ـ بازداشت‌ها/ اصل سی و دوم قانون اساسی: هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
هشتم ـ شکنجه / اصل سی و هشتم قانون اساسی: هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار برای کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل قانون مجازات می‌شود.
نهم ـ مجازات‌ها/ اصل سی و ششم قانون اساسی: حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
دهم ـ محاکم / اصل سی و پنجم قانون اساسی: در همه دادگاه‌ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
یازدهم : رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی/ اصل یکصد و شصت‌و هشتم: رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی‌است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب شرایط، اختیارات هیات منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون براساس موازین اسلامی معین می‌کند.
دوازدهم ـ تجمعات / اصل بیست و هفتم قانون اساسی: تشکیل اجتماعات وراهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اکنون همه آنان که بر کرسی خانه ملت تکیه زده‌اند، در پیشگاه تاریخ و وجدان‌های آگاه ملت ایران پاسخ دهند که میان مضمون آن سوگند به خداوند و کتاب الهی با مصائبی که امروز بر مردم توفان زده کشورمان می‌رود چه نسبتی وجود دارد؟
ما نگرانیم!
رخشان‌بنی اعتماد، محمدرضا اصلانی، کامبوزیا پرتوی، کیومرث پوراحمد، کمال تبریزی احمدرضا درویش، خسرو سینایی، کامران‌شیردل رسول صدرعاملی، کیانوش عیاری، اصغر فرهادی و مجید مجیدی
اعتراض
نگرانی اهالی سینما نسبت به اوضاع جامعه، تنها به انتشار این نامه محدود نمی‌شود. در اولین روزهای اعلام نتایج، وقتی 4 کارگردان سینما در نامه‌ای خطاب به «میرحسین موسوی» از او به خاطر «به صحنه آوردن بخش عظیمی از جمعیت خاموش» تشکر کردند، «رسانه ملی» با گزینش بخش‌هایی از آن، ماهیت نامه را تغییر داد و بعد آن را روی آنتن فرستاد. به این ترتیب، مجید مجیدی، کمال تبریزی، رضا میرکریمی و عبدالحسن برزیده خطاب به «عزت‌الله ضرغامی» نوشتند: «پس از روزها دروغ‌بافی، تهمت‌زنی، توهین و جانب‌داری ظالمانه و جوسازی‌های ناجوانمردانه رسانه تحت اختیار شما که باید به صفت و روش، ملی باشد و نه گروهی و حزبی، در ترفندی آلوده به اغراض حزبی در برنامه «روز از نو»در شبکه دو سیما و در صبح چهارشنبه، نامه تبریک ما سینماگران مستقل خطاب به میر حسین موسوی را با تقطیع و تحریف به گونه‌ای جلوه داده است که گویی ما منتقدان این سید مظلوم هستیم. آقای ضرغامی! تقوا پیشه کنید و بیش از این اعتبار و شان این رسانه را دستخوش تمایلات سیاسی خویش نسازید.» در همان ایام و با افزایش درگیری‌های خیابانی و برخورد‌های خشونت‌آمیز، 300 هنرمند ایرانی هم در بیانیه‌ای نگرانی‌شان را از رفتارهای غیرقانونی اعلام کردند. در این بیانیه ـ که در میان امضاکنندگان نام‌هنرمندانی همچون عزت‌الله‌انتظامی، هدیه تهرانی، عبدالجبار کاکائی، احمدرضا گرشاسبی، محمدحسین لطیفی، لیلا حاتمی، سیف‌الله داد و... دیده می‌شد ـ آمده بود: «متاسفانه در هنگامه تجلی این اراده ملی، جریان‌های شناخته شده‌ای با سوءاستفاده از امکانات ملی و دولتی به کارگردانی آرا و مدیریت آن پرداختند و در یک اقدام ویرانگر تاریخی، ضربه مهلکی به حقوق مدنی مردم وارد کردند و عملا بخش گسترده‌ای از جامعه ایران را در آستانه خروج از دایره اعتماد به نظام قرار دادند. جامعه هنری و فرهنگی ایران همگام با خواست و اراده عمومی ملت که در راهپیمایی میلیونی آنها تجلی یافته و در اظهارات نامزدهای معترض نیز منعکس شده است از تمامی مراجع قانونی و مذهبی درخواست می‌کند، نقش پناه مردم را در این شرایط خطیر ایفا کنند...» همین بیانیه بود که باعث انتشارشایعه ممنوع‌الکاری بخش عمده‌ای از سینماگران در تلویزیون شد. با این حال، اهالی سینما، همچنان در برابر برخوردهای غیرقانونی واکنش نشان دادند. نامه 12 کارگردان سینمای ایران به نمایندگان مجلس، تازه‌ترین واکنش اهالی سینما نسبت به وقایع اخیر به شمار می‌رود؛ سینماگرانی که بخش عمده‌ای از آنها در سال‌های بعد از انقلاب فعالیت هنری‌شان را آغاز کرده‌اند و بعضی از آنها، چهره‌های مورد وثوق سینمای انقلاب هستند؛ چهره‌هایی در همه این سال‌ها که همیشه از آنها به عنوان سفیران فرهنگی جمهوری‌اسلامی نام برده می‌شده است. باید منتظر بود و دید نمایندگان مجلس در برابر نامه این گروه از کارگردانان چه موضعی می‌گیرند...
امضاکنندگان
رخشان‌بنی اعتماد، محمدرضا اصلانی
کامبوزیا پرتوی، کیومرث پوراحمد کمال تبریزی احمدرضا درویش
خسرو سینایی، کامران‌شیردل
رسول صدرعاملی، کیانوش عیاری
اصغر فرهادی و مجید مجیدی

دوبین خاموش است اما...

 یادداشتی از کامبوزیا پرتوی

دوربین‌ها اجازه روشن شدن ندارند، انگار دست‌های هنرمند بسته است. حالا دیگر هنرمند که نه، بلکه یک نفر از جنس همین مردمان می‌داند که حقی از این ملت دریغ شده است و این حرکت اعتراضی کمترین کار است.

حالا ما فیلمسازان دست‌هایمان بسته است، دوربین روشنی نداریم که این لحظه‌های تاریخی و حق‌طلبی را ثبت کند. درها بسته می‌شود، روزنه‌ای برای انعکاس باقی نمی‌ماند. رسانه ملی که حالا بیش از هر زمان دیگری یکسویه نگری‌اش را ثابت کرده، کار را به آنجا رسانده است که حتی حرف‌ها و اعتراض‌های سینماگران و هنرمندان را پیش روی خودشان و ملت ایران وارونه جلوه می‌دهد و بعد پچ‌پچ‌وار تهدید می‌کند که این نام‌ها ممنوع‌التصویر و ممنوع الکار شدند، جرم هم که محرز است، تنها به این دلیل که سینماگر هم به عنوان عضوی از این موج معترض است. هر چند روزنه‌ای برای پژواک این صدا باقی نگذاشته‌اند. مردم ایران سال‌هاست که تکلیف رسانه ملی برایشان روشن شده است، روزنامه‌ها هم که در فضای کوچک شان هرآنچه می‌توانستند انجام دادند اما درست مانند دوربین‌ها یکی یکی شاهد خاموشی‌شان بودیم. در واقع دلیل اینکه نامه‌ای خطاب به مجلس نوشته شد، از سر امید نبود، بلکه از سر ناامیدی بود، ناامیدی نه از این ملت و حق‌طلبی شان، بلکه از این همه نهادها و کرسی‌هایی که داعیه حق‌طلبی ملت را دارند و خود را نماینده ملت می‌دانند‌ اما انگار این روزها در جای دیگری سیر می‌کنند، انگار ساکن سرزمین دیگری هستند و هیچ نمی‌پرسند که چرا باید اینچنین باشد؟ مگر نه اینکه کرسی‌های مجلس نماینده همه 70 میلیون جمعیت ایران هستند، پس دفاع از حق این ملتی که تنها به جرم اینکه می‌خواستند صدای اعتراض شان در چارچوب همان قانون اساسی که ایشان ناظرشان‌ هستند، شنیده شود، چه می‌شود؟ اما دیدیم که اینچنین نشد. هیچ کس از روی آن صندلی‌ها بلند نشد که بگوید، به چه حقی این حق را از ملت دریغ کرده‌اید، به چه دلیل و توجیهی این مردم نباید حق بطلبند. نامه خطاب به خانه ملت است، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، حتی نمایندگان مجلس هم‌ اما این خانه، خانه ملت است، حتی در سخت‌ترین روزها هم خانه ملت بود، هست و می‌ماند، زیرا که قانون اساسی آن را به مردم سپرده است و مردم نمایندگانی را روانه این خانه کرده‌اند و حالا سکوت این مستاجران در خانه ملت بس سخت و غیرقابل هضم است. سینماگران هم درست مانند این ملت سوالی دارند، پس چرا این بندها و مصوبه‌های قانونی که خبر از حق ملت می‌دهند این روزها پشت تریبون کرسی‌های مجلس شنیده نمی‌شود؟مگر قرار نبود ناظر قانون باشند. البته شاید انتظاری بی‌جاست...

شاید این نامه هم به سرنوشت همه آن نامه‌ها و اعتراض‌ها دچار شود و همچنان گوش شنوایی برای آ‌نها نباشد، شاید همچنان تلویزیون به رویه این روزهایش آن را هم وارونه جلوه بدهد و تبدیل به تشکر بالابلند سینماگران از نمایندگان مجلس کند‌ اما این کمترین کار است، این نامه هم گامی است برای دلگرمی مردمانی آگاه که حق می‌طلبند. این کمترین کار است برای همراهی با مخاطبانمان که در این سال‌ها نقطه امید ما بودند. هر چند این روزها دوربین روشنی نداریم که سهم مان را در عرصه سینما نیز ادا کنیم‌ اما سینمای ایران یا حداقل آن بخش از سینما که در این سال‌ها روی پای خود بود، نشان داد که هیچ امضایی، هیچ اسکناس و وعده‌ای نمی‌گذارد که یک گام از همراهی با ملت عقب بماند. سینماگران ایران همان روزها که عده‌ای ماجرای یارکشی را پیش کشیدند، نشان داد که هیچ قرابتی با جریان حاکم ندارد. چهار سال گذشته آنچنان سینما در سکوت فرو رفت، که جایی برای حمایت از جریان حاکم باقی نگذاشت. سینماگران حتی دیگر دلخوش به دریافت مجوز و پروانه ساخت هم نیستند، سینما را که نمی‌توان در قبضه یک امضا درآورد، راه‌های دیگری هم به جز اجازه داشتن و پروانه ساخت گرفتن برای فیلم سازی وجود دارد. سینماگران در این چهار سال هر جا که حقی ضایع شد، سکوت نکردند، آنجا که سانسور بیش از هر زمانی گریبان سینما را گرفت، آنجایی که می‌خواستند سینما را بخرند و حالا که می‌خواهند حق ملت را نادیده بگیرند.

زیرا که سینماگران روزگاری با دوربین‌هایشان همراه این ملت بودند‌ اما حالا پابه‌پای آنها گام بر می‌دارند، هر چند که این روزها هر کس خود کارگردانی است تمام عیار، دوربین‌های کوچک آنچنان لحظه‌هایی را ثبت می‌کنند که هر کدام می‌تواند حیرت هر مستند‌‌سازی را برانگیزد و همین‌هاست که احترام به این ملت را دو چندان می‌کند. کاش من هم می‌توانستم دوربین‌ام را روشن کنم، با دوربین پابه‌پای این ملت وجود صدایی دیگر را در این خاک ثبت کنم‌ اما این روزها پابه‌پای آنها بی ‌دوربینی در دست دوشادوش هم‌میهنانم گام بر‌می‌دارم. نامه‌ها و بیانیه‌ها شاید راه به جایی نبرند‌ اما می‌توانند سندی باشند برای برهه‌ای از تاریخ این سرزمین که دوربین‌ها خاموش بود اما سینماگرانش ساکت نبودند و این کمترین است برای ملتی که می‌داند در بندهای قانون اساسی‌اش چه حقی دارد و حالا خواهان این حق است، حتی در غیاب و سکوت نمایندگان مجلسی که در پر تب و تاب‌ترین روزهای این کشور روانه تعطیلات شدند و بررسی و نظارت بر حق مردم را به روزی و هفته‌ای بعد موکول کردند.
منبع: اعتمادملی

فیلم کوتاه , فیلم بلند

سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸
 

انا لله و انا الیه راجعون

سیف‌الله داد بدرود حیات گفت
سیف‌الله داد، کارگردان «بازمانده» بامداد امروز ـ 6 مرداد ماه ـ در 54 سالگی از دنیا رفت.

به گزارش ایسنا، این کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینمای ایران که از 29 تیر ماه در بیمارستان به دلیل عارضه‌ی سرطان بستری شده بود، امروز صبح بر اثر حمله قلبی در بیمارستان مهر درگذشت.

او متولد 1334 خرمشهر بود و فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه شیراز (1358)، عضو شورای بررسی فیلم‌نامه و گروه فیلم شبکه یک سیما (1362) و بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از موسسان سازمان سینمایی سینافیلم، رییس هیئت‌مدیره خانه سینما در سالهای 1374 تا 1376 بخشی از سابقه‌ی کاری او بود.

سیف‌الله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالهای 1376 تا 1379 فعال بود و دوران طلایی برای سینمای ایران رقم زد.

شروع فعالیت در سینما با کارگردانی فیلم «زیر باران» 1364، عمده فیلم‌ها، نمایش‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی «زیرباران» کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس، «گره» فیلم‌نامه‌نویس، «بازمانده» کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تدوینگر و «فرزندم بزرگ شده» فیلم‌بردار، «گره» یوسف سیدمهدوی فیلم‌نامه‌نویس، «کانی‌ مانگا» 1365، و تدوین‌گر فیلم‌های «بچه‌های طلاق» تهمینه میلانی، «ابلیس» احمدرضا درویش، «در مسلخ عشق» کمال تبریزی، «عملیات کرکوک» جمال شورجه، «هور در آتش» عزیزالله حمیدنژاد بوده است و به عنوان مجری طرح با«از کرخه تا راین» ابراهیم حاتمی‌کیا نیز همکاری داشته است.

سیف‌الله داد در سالهای اخیر تدوین فیلم «فرزند صبح» بهروز افخمی را انجام داد و قصد داشت اپیزودی درباره‌ی شهر تهران مقابل دوربین ببرد.
فیلم کوتاه , فیلم بلند

یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۸
 

قرار است جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان(همدان) از یازده مرداد در همدان برگزار شود . اگر برگزار شود این اولین رویداد هنری جدی بعد از انتخابات خواهد بود.

فیلم کوتاه , فیلم بلند

شنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸۸
 

 

توحیدی با تشریح دلایل غیررقابتی شدن جشن خانه سینما: زمان مناسب داوری را از دست دادیم

برگزاری آیین روز ملی سینما در همان تاریخ 27 شهریور قطعی است( !؟)

با برپایی دو بزرگداشت، سیزدهمین جشن خانه سینما به‌صورت غیررقابتی در 27 شهریور در هتل «استقلال» تهران برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، فرهاد توحیدی یک روز پس از اعلام خبر غیررقابتی شدن جشن سیزدهم خانه سینما، در تشریح جزئیات شروع به کار جشن سیزدهم و علت غیر رقابتی شدن آن توضیح داد: امسال با عبرت‌گیری از فشار و استرسی که برای جشن سال گذشته، هیات مدیره، ستاد برگزاری و دبیر جشن تحمل کردند برنامه‌ریزی کردیم تا کارهای جشن سیزدهم را زودتر آغاز کنیم و با زمان و آرامش بیشتر جلو برویم. ضمن آنکه قصد داشتیم امسال اولین نمایشگاه توانمندی‌های سینما ایران را در کنار جشن برگزار کنیم.

وی ادامه داد: معرفی دبیر در اردیبهشت ماه صورت گرفت تا برنامه‌ریزی‌ها با زمان بیشتر انجام شود.بعد از آن ارکان جشن و کمیته سیاست‌گذاری و مدیر اجرایی معرفی و مستقر شدند و برنامه‌ریزی‌ها از همان زمان آغاز شد و جلسات متعددی با صنوف داشتیم و ‌آیین‌نامه‌های سه جشن مستقل کوتاه، مستند وانیمیشن و جشن بزرگ سینمای ایران تهیه شد که آیین نامه سه جشن مستقل بدون هیچ تغییری به تصویب رسید و آیین نامه جشن فیلم بلند تغییر کرد.

توحیدی با بیان اینکه همزمان با شروع فعالیت برای جذب اسپانسر نیز اقدام شد، تصریح کرد: فراخوان دریافت فیلم‌ها را ارسال کردیم و کارهای سه جشن مستقل هم در مهلت مقرر انجام شد و با دریافت اولین فیلم‌های بلند برنامه‌ریزی برای نمایش فیلم‌ها شروع شد و همزمان صنوف داوران خود را معرفی کردند.

وی ادامه داد: امسال داوری‌ها با دوره‌های گذشته تفاوت داشت و براساس آیین نامه‌ای که تنظیم شد در مرحله اول صنوف دارای تندیس قرار شد فیلم‌ها را ببینند و از بین آنها پنج کاندیدای رشته خودشان را معرفی کنند که تعداد داوران دور اول 83 نفر تعیین شد.

دبیر جشن سیزدهم تصریح کرد: قرار شد در مرحله دوم داوران که ترکیبی از 83 نماینده صنف بودند، 19 نفر هیات مدیره و 18 نفر صنوف فاقد تندیس از بین آن پنج کاندیدا، نسبت به تعیین بهترین‌ها اقدام کنند که احکام داوران هم صادر شد و برنامه نمایش فیلم‌ها در دو هفته اول داوری توسط محسن هاشمی مدیر اجرایی جشن مشخص شد.

وی افزود: 24 تیرماه آیین گشایش داوری مشخص شد و کارت دعوت نیز برای داوران ارسال شد، اما حوادث تلخ بعد از انتخابات باعث تغییر این تاریخ شد. شنبه 23 خرداد برای انجام آخرین کارها به ساختمان شماره 2 رفتم و دیدم عملا خانه سینما در میان شلوغی‌ها واقع شده است وهمان شب در تماس با مدیرعامل خانه سینما و مدیراجرایی جشن قرار شد، شروع داوری به تعویق بی‌افتد و منتظر آرام شدن اوضاع شدیم.

توحیدی ادامه داد: اما با استمرار حوادث بسیاری از برنامه‌های معمولی به تعویق افتاد و همزمان با این شرایط در مذاکرات با حامیان مالی نیز وقفه‌ای ایجاد شد و شرایط همکاری آنها را تحت الشعاع قرار داد و با تغییر برگزاری جلسات داوری، زمان مناسب را از دست دادیم.

وی افزود: با توجه به تغییر آیین‌نامه برای جلسات داوری در دور اول و دوم حداقل به 12 هفته نمایش فیلم احتیاج داشتیم که با تاخیرها این زمان را از دست دادیم.

توحیدی با بیان اینکه برگزاری نمایشگاه توانمندی‌های سینمای ایران نیز دست‌خوش اتفاقاتی شد، گفت: شرکت های خارجی که می‌خواستند در این نمایشگاه حضور داشته باشند، از شرکت در آن انصراف دادند و با توجه به اینکه حمایت‌های مالی از جشن هم با مشکلات جدی مواجه شد، اصل برگزاری نمایشگاه هم زیر سوال رفت و مجموعه‌ی این رویدادها باعث شد با تحلیل منطقی اوضاع و با رایزنی با صنوف دارای تندیس به این جمع‌بندی برسیم که برگزاری جشن سیزدهم به صورت رقابتی ممکن نیست.

وی افزود: البته به این رایزنی‌ها بسنده نکردیم و این موضوع در جلسه چهارشنبه گذشته مجمع‌عمومی خانه سینما مطرح شد و با ارائه گزارش و استدلال‌ها موافقت مجمع هم برای غیر رقابتی شدن جشن سیزدهم کسب کردیم و آنچه که مشخص است، برگزاری آیین روز ملی سینما در همان تاریخ قبلی 27 شهریور ماه خواهد بود.

توحیدی گفت: در صدد هستیم با پیش‌بینی برنامه‌های مختلف ارتباط خودمان را با مخاطبان سینما در ایام منتهی به روز ملی سینما برقرار کنیم و امیدوارم در طول همین ایام بتوانیم گزیده‌ای از فیلم های ارائه شده به جشن را در محل تالار خانه سینما برای داوران به نمایش درآوریم تا جامعه اصناف سینما در جریان آخرین تولیدات قرار بگیرند.

به گزارش ایسنا، وی دراین گفت وگو که محسن هاشمی نیز حضور داشت، اعلام تجلیل شوندگان جشن سیزدهم را به هفته اول شهریورماه موکول کرد.

توحیدی همچنین با اشاره به برپایی مجمع عمومی خانه سینما و موافقت با تمدید خدمت هیات مدیره کنونی تا آذرماه 89 گفت: جابه جایی هیات مدیره در خرداد ماه صورت می گرفت و برپایی جشن دچار مشکل می‌شد مجمع با این مجوز این اشکال را برای همیشه حل کرد و از این به بعد مجامع عمومی در آبان و آذر برای انتخاب هیات مدیره برگزار خواهد شد. (این طور که پیداست جشن خانه سینما امسال برگزار نمی شود .این هم مقدمات آن است)

استعفای قائم مقام بنیاد فارابی و دبیر جشنواره کودک

اکبر نبوی، قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی و دبیر بیست‌ وسومین جشنواره بین ‌المللی کودکان و نوجوانان، استعفا داده است اما مدیر روابط عمومی فارابی از این استعفا اظهار بی اطلاعی کرده است.

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از استعای اکبر نبوی از قائم مقامی بنیاد سینمایی فارابی و دبیری بیست ‌وسومین جشنواره بین‌المللی کودکان خبر داد. بنا بر این گزارش، اکبر نبوی «طی نامه‌ ای» به محمد رضا جعفری ‌جلوه، معاون امورسینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از «هر دو مسئولیت خود در حوزه معاونت سینمایی» استعفاء داده است. به گزارش خبرگزاری ایسنا ، نبوی دلایل این استعفاء را «بعد از جشنواره فیلم کودک و نوجوان» اعلام خواهد کرد.

این خبرگزاری در عین حال از «بی اطلاعی» حبیب‌ایل بیگی، مدیر روابط عمومی فارابی، از این استعفاء خبر داده است. ایل بیگی در روز جمعه 25 تیرماه گفته است: «باید بعد از تعطیلی امروز این موضوع را پیگیری کرد. اما اگر استعفایی هم باشد، باید تحویل معاونت سینمایی و هیأت امناء بنیاد سینمایی فارابی شده باشد که من از آن بی‌اطلاع هستم.»

اکبر نبوی در ابتدای دیماه 1387 از سوی هیأت امنای بنیاد سینمایی فارابی به قائم مقامی این بنیاد برگزیده شد. سایت خبری-تحلیلی «سینمای ما» روز دوم دیماه گذشته با اعلام «خبری خوب برای اهالی رسانه» به نقل از خبرگزاری فارس، از برگزیده شدن اکبر نبوی برای این سمت خبر داد. نبوی منتقد سینمایی و روزنامه‌نگاری با سابقه است که پیش از به عهده گرفتن این سمت در بنیاد فارابی، به ‌عنوان نویسنده، منتقد و تهیه‌ کننده درعرصه سینما و تلویزیون فعالیت داشته، رئیس مرکز تحقیقات و مطالعات سینمایی و سمعی وبصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون پژوهشی و آموزشی انجمن سینمای دفاع مقدس و عضو هیأت مدیره انجمن سینمای جوانان نیز بوده است.

به گزارش سایت «سینمای ما»، نبوی روز هفتم دیماه 1387 در مراسم معارفه خود به عنوان قائم‌ مقام بنیاد سینمایی فارابی، «تبدیل شدن منافع ملی به دغدغه جمعی اهالی سینما» را از برنامه‌های خود اعلام کرده و آن را «راهی برای تعالی سینمای ملی» عنوان کرده بود. وی در این مراسم گفه بود: «سینمای ایران سالانه به 300 میلیارد تومان نیاز دارد تا وظایفش را انجام بدهد. بخش‌های معطل‌مانده زیادی وجود دارد که باید با تخصیص اعتبار به آنها سامان داد. بخش فرهنگ و هنر در بودجه ذیل عنوان خدمات تعریف می‌شود و ما امیدواریم این بخش در بودجه مصداق تولید باشد و مجلس و دولت در تخصیص اعتبار نیازهای اساسی سینما را در نظر بگیرند.»

منابع: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سایت خبری-تحلیلی «سینمای ما»

فیلم کوتاه , فیلم بلند

یکشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸۸
 

 

میلاد بزرگ مرد عالم بشریت مولای متقیان برتمامی هنرمندان و سبز اندیشان وحتی  تاریک اندیشان  تهنیت باد

فیلم کوتاه , فیلم بلند

یکشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸۸
 
اطلاعیه شماره 5 مهندس میرحسین موسوی
 
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی کرده بودیم به صریح‌ترین شکل ممکن و در نزدیک‌ترین زمان تحقق یافت.
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.
اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.
اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .
ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکینم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
فیلم کوتاه , فیلم بلند

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]